تبلیغات
ستارگان هدایت - که ریا نشه!

ستارگان هدایت
كانون دفاع مقدس دانشگاه علوم پزشكی بوشهر

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

پایگاه اینترنتی نصر19
جعبه حدیث

اوقات شرعی

حاج آقا رفت نشست رو صندلی. او سخن رانی را شروع کرد و فقط از ثواب نماز شب گفت. در اوج صحبت بود که اکبر کاراته زد به پیشونیش. حاج آقا گفت: اکبر، چی شده؟ گفت: خوش حالم که اصلا نماز شبم ترک نمیشه. نادی گفت: حاج آقا این اصلا نمیدونه نماز شب سیبه یا نمازه. اکبر کاراته گفت: بعدا بهت می گم چیه!

پاشو برادر پاشو وقته نماز شبه. اینو نادی می گفت و پاهای بچه ها را لگد می کرد، می رفت آن سنگر و برمی گشت. همه رو از خواب بیدار کرده بود. هر کسی چیزی می گفت؛ یکی عصبانی شده بود، یکی می خندید و یکی ...

نادی داشت با سرعت می رفت که اکبر کاراته پتو را زیر پاهایش کشید. نادی رفت توی هوا و با کمر اومد روی زمین. اکبر کاراته پرید پتویی انداخت روشو و گفت: هورا بچه ها، هورا!

کوهی از رزمنده ریخته بودند روی نادی که حاج آقا با یک فانوس داخل سنگر شد و گفت چه خبره؟

اکبر کاراته گفت: هیچی، نادی داره نماز شب می خونه. طاهری گفت: آره ما ریختیم روش. کسی نبینه؛ که ریا نشه!


برچسب ها: اکبر کاراته، نماز شب،

نوشته شده در دوشنبه 27 آذر 1391 توسط بسیجی گمنام
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Nasr19